دستور کار سند 2030 یونسکو نسخه‌ای دیگر برای تداوم سلطه استعمار در قالب‌های قدیم، نو و فرانو بوده است

حجت الاسلام جهانیان مطرح کرد:
ارسال زمان بندی شده: 
سه شنبه, 24 بهمن, 1396 - 13:00
«دستور کار 2030» کشتی نوح نجات‌بخش نسل بشر از انقراض و «پایان تاریخ» نیست، بلکه، تداوم پروژه «غربی‌سازی» و نقشه راه جهانی‌سازی و حاکمیت سرمایه‌سالاری است.

به گزارش حلقه وصل، حجت الاسلام ناصر جهانیان عضو هیات علمی گروه اقتصاد اسلامی پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در جدیدترین تحقیق خود به سند 2030 پرداخته و نقدی بر دستور کار این سند نوشته است. متن زیر یادداشتی از حجت الاسلام جهانیان در این مورد است.

«دستور کار 2030 برای توسعه پایدار» نقشۀ راه تحقّق این نوع از توسعه را در سطح جهان مشخص کرده و بر استفادۀ بهینه از آن برای تبدیل جهان به مکانی بهتر، تا سال 2030 تأکید می‌کند. این منشور قرن بیست‌ویکم برای «مردم و کره‌زمین» آشکارا تبلیغ می‌کندکه ما می‌توانیم اولین نسلی باشیم که فقر را پایان داده است، همان‌طور که که شاید آخرین نسلی باشیم که شانس نجات دادن زمین را دارد. ادعای ما این است که «دستور کار 2030» کشتی نوح نجات‌بخش نسل بشر از انقراض و «پایان تاریخ» نیست، بلکه، تداوم پروژه «غربی‌سازی» و  نقشه راه جهانی‌سازی و حاکمیت سرمایه‌سالاری به دست تمامی کشورهای عضو سازمان ملل می‌باشد. اثبات خواهد شد که «قبله‌سازی» کشورهای توسعه‌یافته بطور عام و «الگوسازی» این کشورها در زمینه‌تولید و مصرف به‌طور خاص هدف واقعی این دستور کار است، هرچند اهداف ظاهری آن هفده هدف باشد. ازاین‌رو،‌ فرضیه تحقیق اکتشافی است. روش تحقیق در مرحله گردآوری اطلاعات اسنادی یا کتابخانه‌ای است، و در مباحث توسعه به روش تحلیلی عمل خواهد شد. بخش‌های اصلی مقاله درباره چیستی، چرایی، چگونگی «دستور کار 2030» در زمینه‌های «قبله‌سازی» و«الگوسازی»، و چرایی عدم امکان تحقق آن می‌باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد که مشکل اصلی توسعه‌پایدار در راه‌حل‌های ارائه‌شده در «دستور کار 2030»‌ یعنی،  «قبله‌سازی» و «الگوسازی» نهفته است.

42 سال پیش استاد شهید مطهری این اعتقاد را که «بشر در اثر پیشرفت حیرت‏آور تکنیک و ذخیره کردن انبارهای وحشتناک وسایل تخریبی، رسیده به مرحله‏ای که به اصطلاح با گوری که با دست خود کنده یک گام بیشتر فاصله ندارد»(مطهری، ج‏24، ص 434)، و به تعبیر دیگر، «جبر تمدن فاجعه خودکشی دسته‏جمعی را پیش خواهد آورد»(همان) مردود دانسته و و با صراحت اعلام کرده که هرچند اگر تنها به قرائن و شواهد ظاهری قناعت کنیم، این احتمال را نمی‏توان نفی کرد، اما «آینده‏ای بس روشن و سعادت بخش و انسانی که در آن شر و فساد از بیخ و بن برکنده خواهد شد در انتظار بشریت است»(همان، ص 435). این دیدگاه الهام‌بخش ادیان توحیدی، به‌ویژه، دین اسلام است که نویدبخش قیام و انقلاب مقدس مهدی موعود، پیروزی نهایی صلاح و تقوا و صلح و عدالت و آزادی و صداقت بر زور و استکبار و استعباد و ظلم و اختناق و دجل(دجّالگری و فریب)، حکومت جهانی واحد، عمران تمام زمین در حدی که نقطه خراب و آباد ناشده باقی نماند، بلوغ بشریت به خردمندی کامل و پیروی از فکر و ایدئولوژی و آزادی از اسارت شرایط طبیعی و اجتماعی و غرایز حیوانی، حداکثر بهره‏گیری از مواهب زمین، برقراری مساوات کامل میان انسان‌ها در امر ثروت، منتفی شدن کامل مفاسد اخلاقی از قبیل زنا، ربا، شرب خمر، خیانت، دزدی، آدمکشی و غیره، و خالی شدن روان‌ها از عقده‏ها و کینه‏ها، منتفی شدن جنگ و برقراری صلح و صفا و محبت و تعاون، و سازگاری انسان و طبیعت می‌باشد(همان).

حال دجّالان و روباهان مکّار دو قرن اخیر که الگوی توسعه وابسته و الگوی توسعه انسانی قرن بیستمی آن‌ها علی‌رغم قالب روشن‌فکرانه این الگوی اخیر دردی از جوامع در حال توسعه دوا نکرده است، در قرن بیست و یکم، بار دیگر قالب روشن‌فکرانه دیگری با عنوان «دستور کار 2030 برای توسعه پایدار» طراحی کرده‌اند که تداوم پروژه «غربی‌سازی» و  نقشه راه جهانی‌سازی و حاکمیت سرمایه‌سالاری است. این دستور کار که به امضای تمامی کشورهای عضو سازمان ملل رسیده نقشۀ راه تحقّق توسعه پایدار را در سطح جهان مشخص کرده و بر استفادۀ بهینه از آن برای تبدیل جهان به مکانی بهتر، تا سال 2030 تأکید می‌کند. این منشور قرن بیست‌ویکم برای «مردم و کره‌زمین» آشکارا تبلیغ می‌کند که ما می‌توانیم اولین نسلی باشیم که فقر را پایان داده است، همان‌طور که که شاید آخرین نسلی باشیم که شانس نجات دادن زمین را دارد(سند سازمان ملل متحد، 1395، ص 28).

ادعای ما این است که «دستور کار 2030» کشتی نوح نجات‌بخش نسل بشر از انقراض و «پایان تاریخ» نیست، بلکه، نسخه‌ای دیگر برای تداوم سلطه استعمار در قالب‌های قدیم، نو و فرانو بوده و در نهایت، به دنبال سلطه سرمایه بر کار، تداوم نابرابری، افزایش کشورهای حاشیه‌نشین بسیار فقیر و حفظ تداوم الگوی مصرف مترفانه غربی است.

ضرورت این تحقیق از چند جهت می‌باشد:

1- این دستور کار به امضای ایران اسلامی رسیده است. ازاین‌رو، لازم است با توجه به مشکلاتی که این سند ممکن است در آینده برای کشور از لحاظ محدودیت‌ها و تحریم‌های جدید به جهت اجرای اقتصاد مقاومتی که در برخی موارد با این سند در تعارض است تحقیق درباره چگونگی مواجهه هوش‌مندانه مدیریت پیامدهای این سند ضروری است.

2- مقام معظم رهبری این سند را از اسناد بالادستی سازمان ملل دانسته که یک منظومه‌ی فکری و فرهنگی و عملی در پشت صحنه برای همه‌ی دنیا دارند فکر و فرهنگ و عمل تولید می‌کنند؛ خوب این‌ها چه کسانی هستند؟ ایشان خطاب به جمعی از استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاه‌ها بر لزوم بررسی ابعاد گوناگون این سند از سوی اساتید تأکید کرده و می‌فرمایند: «این‌ها چه حقّی دارند که درباره‌ی کشورها، درباره‌ی ملّت‌ها، درباره‌ی سنّت‌هایشان، درباره‌ی عقایدشان، اظهار نظر کنند که باید این‌جوری کنید، باید آن‌جوری کنید؛ همه‌ی اینها هم «باید» است. اینکه می‌گویند الزام نیست، این سطحی‌نگری است؛ نخیر، در واقع، همه‌ی اینها الزام است، و هرکدام از اینها که تحقّق پیدا نکند، بعد به‌عنوان یک نقطه‌ی منفی به‌حساب خواهد آمد که «در فلان جدول، تهِ جدول قرار می‌گیرید؛ فلان امتیاز از شما سلب می‌شود»! همه‌ی اینها این‌جوری است؛ در واقع همه‌ی اینها «باید» است، ولو در ظاهرش «باید» نباشد. چه لزومی دارد؟ خب ما از چند سال قبل از این آمدیم گفتیم «الگوی ایرانی‌ـ ‌اسلامی پیشرفت»؛ بنده کلمه‌ی توسعه را هم عمداً به کار نبردم. آقایانی که مسئول این کار هستند و از آن وقت ما با این‌ها ارتباط داریم، می‌دانند؛ بنده عمداً گفتم کلمه‌ی توسعه را من به کار نمی‌برم، چون کلمه‌ی توسعه یک کلمه‌ی غربی است؛ یک مفهوم غربی دارد؛ من کلمه‌ی پیشرفت را به کار می‌برم؛ الگوی پیشرفت ایرانی‌- ‌اسلامی. خب این الگو را بگردیم پیدا کنیم! چرا باید برای پیشرفت ما، دست‌های غربی الگو بدهند به‌صورت همین سند توسعه‌ی پایدار یا 2030 و امثال این‌ها؟ این‌ها کار کیست؟ کار شماها است، کار دانشگاه‌ها است، کار اساتید است(بیانات مقام معظم رهبری، 31/3/1396).

3- لزوم مواجهه با اسناد بین‌المللی از موضع گفتمان تمدن جدید اسلامی در قبال تمدن سکولار غرب.

فرضیه تحقیق اکتشافی است. اثبات خواهد شد که «قبله‌سازی» کشورهای توسعه‌یافته بطور عام و «الگوسازی» این کشورها در زمینه‌تولید و مصرف به‌طور خاص هدف واقعی این دستور کار است، هرچند اهداف ظاهری آن هفده هدف باشد. روش تحقیق در مرحله گردآوری اطلاعات اسنادی یا کتابخانه‌ای است، و در مباحث توسعه به روش تحلیلی عمل خواهد شد

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال حلقه وصل در تلگرام شوید.

درج نظر

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.